تاریخ امروز: جمعه, 29 اردیبهشت 1391
لیلةالقدر 13) توتياى ديدگان باب چهارم : جنگهاى رسول خدا ص 4

ویژه نامه ها


پيام نوروزى رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای به مناسبت آغاز سال 1391
باب چهارم : جنگهاى رسول خدا ص 4 مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي   
یکشنبه, 16 بهمن 1390 ساعت 09:03
فهرست مقاله
باب چهارم : جنگهاى رسول خدا ص 4
23- غزوه حديبية
24- غزوه خيبر
پی نوشت
همه مقالات
باب چهارم : جنگهاى رسول خدا ص 4
20جنگهاى رسول خدا ص- غزوه بنى قريظه
- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روز چهارشنبه بيست و سوم ماه ذى القعده از جنگ خندق مراجعت فرمودند.
طبرسى گويد:
(( زمانى كه وارد مدينه شد ، دخترش حضرت فاطمه سلام الله عليها وسايل شستشو براى ايشان فراهم نمود. هنگامى كه سرگرم شستن سر آن حضرت بود جبرئيل سوار بر استرى وارد شد. دستارى سفيد - كه قطيفه اى از ابريشم بر آن قرار داشت و در و ياقت از آن آويزان بود - بر سر داشت و گرد راه بر چهره اش نشسته بود. رسول گرامى صلى الله عليه و آله از جاى برخاست و غبار از چهره جبرئيل برگرفت . جبرئيل گفت : خدايت بيامرزاد! سلاح را كنار گذاشته اى در حالى كه فرشتگان هنوز سلاح را كنار نگذاشته اند؟ من آنها را دنبال مى كردم تا به (( روحاء )) رسيدم . سپس ‍ جبرئيل ادامه داد: برخيز و به جنگ برادران آنها از اهل كتاب برو. به خدا سوگند آنان را چون تخم پرنده بر سنگ فرو خواهم كوفت .
رسول خدا صلى الله عليه و آله مولا على عليه السلام را فرا خواند و فرمود: (( پرچم مهاجران را به سوى بنى قريظه ببر. تاءكيد مى كنم كه نماز عصر را بايد در آنجا بخوانيد. )) آن حضرت همراه با كليه مهاجران و بنى عبدالاشهل و بنى نجار روانه شدند و پيامبر صلى الله عليه و آله نيز مردم را در پى ايشان مى فرستاد. گروهى نماز عصر را بعد از نماز عشاء خواندند. (517)
چون حضرت امير عليه السلام نزديك قلعه هاى يهوديان رسيد ، شنيد كه درباره او و پسرعمش پيامبر ، سخنانى زشت مى گويند و دشنام مى دهند ولى حضرتش پاسخى نداد. هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله همراه با ديگر مسلمانان به آنجا رسيد آن حضرت پيش رفت و گفت : (( اى رسول خدا ، جانم فداى شما باد. نزديك آنها نشويد ؛ خداوند آنها را مجازات خواهد كرد. )) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دانست كه آنان دشنامش داده اند. پس فرمود: (( اگر آنان مرا ديده بودند آنچه را كه شنيده اى نمى گفتند. )) آنگاه نزديك آنان آمد و فرمود: اى برادران بوزينگان ! ما اگر پيرامون ديار گروهى فرود آييم ، آن هشداردادگان صبح بدى خواهند داشت . (518) اى بندگان طاغوتها ، دور شويد ؛ خداوند شما را دور گرداند. )) از هر سو فرياد برآوردند كه : اى ابوالقاسم ، تو ناسزاگو نبودى . تو را چه شده است ؟!
امام صادق عليه السلام فرمودند:
(( پس عصا از دستش و عبا از پشتش بر زمين افتاد و از ناراحتى آنچه كه به آنها گفته بود به عقب بازگشت . )) (519)
شيخ مفيد آورده است :
(( آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد خيمه اش را روبروى حصارهاى آنان برپا دارند و بيست و پنج شبانه روز بنى قريظه را محاصره كرد تا اينكه گفتند: ما به حكم سعد بن معاذ تسليم مى شويم و هر چه او بگويد مى پذيريم . سعد گفت : حكم من اين است كه مردان كشته و زنان و كودكان اسير و اموال تقسيم شود. آن حضرت فرمود: (اى سعد) با حكم خداوند از فراز هفت آسمان در مورد آنها داورى كردى .
آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله دستور داد مردان را - كه تعدادشان نهصد نفر بود - فرود آورده به مدينه ببرند. اموالشان را تقسيم و زنان و فرزندانشان را اسير كردند.
اسيران را در مدينه در يكى از خانه هاى بنى نجار زندانى كردند. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به محلى كه هم اكنون بازار مدينه قرار دارد رفته در آنجا گودالهايى كند. امير مؤمنان عليه السلام و ديگر مسلمانان حاضر شدند. اسيران را آوردند. پيامبر صلى الله عليه و آله به مولا على عليه السلام دستور داد كه ايشان را در گودال گردن بزند. آنان را پى در پى مى آوردند. حيى بن اخطب و كعب بن اسد - كه در آن زمان رهبران قوم بودند - در ميان ايشان بودند. ))
تا آنجا كه گويد:
(( رسول خدا صلى الله عليه و آله از زنان آنان عمره دختر خناقه (520) را برگزيد و از زنان فقط يك نفر را به قتل رساند. او - در زمانى كه آن حضرت ، پيش از جدا شدن ، براى مذاكره با يهوديان رفته بود - سنگ پرتاب نموده بود ولى خداوند پيامبرش را از آن سلامت داشت . )) (521)
21- غزوه بنى لحيان (522)
در ربيع الاول سال ششم هجرت اتفاق افتاد.
ابن اثير گويد:
(( در جمادى الاول سال ششم رسول خدا صلى الله عليه و آله به خونخواهى خبيب بن عدى و ياران وى به سوى بنى لحيان رفت و براى غافلگيرى چنين وانمود كه رفتن به شام را قصد دارد. از مدينه بيرون آمد و در منزلگاه بنى لحيان ، غران (بين دو منطقه امج و عسفان) فرود آمد. مشاهده كرد كه آنها جانب احتياط گرفته و به قله كوهها پناه برده اند و چون نتوانسته بود آنها را غافلگير نمايد با دويست سوار در عسفان فرود آمد تا مردم مكه بهراسند. آنگاه دو تن از سواران را پيش فرستاد تا به كراغ الغميم رسيدند. پس از آن به سوى مدينه بازگشت . )) (523)
22- غزوه ذى قرد
در كتاب (( القول المختصر من سيرة سيد البشر )) آمده :
ذى قرد ، چاهى است به فاصله يك بريد از مدينه . اين جنگ در ربيع الاول سال ششم هجرت و پيش از حديبيه اتفاق افتاد.
بخارى و مسلم سه روز قبل از خيبر گفته اند و مغلطاى گويد: اين سخن درست نيست زيرا سيره نويسان بر خلاف آن اجماع دارند... تا آنجا كه گويد:
سبب اين جنگ آن بود كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بيست شتر ماده شيرده - كه زمان وضع حملشان نزديك بود - داشت . آنها در غابه (524) مى چريدند. ابوذر نيز در آنجا بود. شب چهارشنبه عيينة بن حصن فزارى با چهل سوار بر آنها شبيخون زده آنها را ربودند و پسر ابوذر را كشتند.
ابن اسحاق گويد: يكى از مردان غفار همراه زنش (525) در آنجا بود. مرد را كشته زن را اسير كردند. ولى زن شبانه سوار بر يكى از شتران رسول خدا صلى الله عليه و آله فرار كرد و نذر نمود اگر نجات پيدا كند ، شتر را قربانى نمايد. هنگامى كه نزد آن حضرت رسيد ، ماجرا را بگفت . رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: (( نذر در گناه پذيرفته نيست و هيچ كس حق ندارد نسبت به چيزى كه در مالكيت او نيست نذر كند. )) آنگاه ندا دادند: (( يا خيل الله ، اركبى )) (لشكر خدا! سوار شويد) ؛ اين نخستين كاربرد اين جمله بود.
رسول خدا صلى الله عليه و آله همراه با پانصد سوار (و به قولى هفتصد نفر) به حركت درآمد و ابن ام مكتوم را در مدينه جانشين خود قرار داد و سعد بن عبادة را با سيصد نفر براى مراقبت از مدينه گمارد. براى مقداد بن عمرو پرچمى روى نيزه اش درست كرد و فرمود: (( برو تا سواران دنبالت بيايند ؛ من نيز دنبال شما خواهم آمد. )) (مقداد) خود را به پايان سپاه دشمن رساند. ابوقتاده ، مسعده (526) را كشت و آن حضرت اسب و اسلحه او را به ابوقتاده بخشيد. سلمة بن اكوع پياده با قوم مى جنگيد و به آنان تير پرتاب مى كرد و مى گفت :
خذها و انا ابن الاكوع ... و اليوم يوم الرضع (527)
بگير كه من پسر اكوع هستم و امروز روز هلاكت و كشته شدن لئيمان است .
شب هنگام رسول خدا صلى الله عليه و آله به مردم و سواران رسيد. سلمه گويد: گفتم : اى رسول خدا ، مردم تشنه اند. اگر مرا با يكصد نفر بفرستيد آنچه را كه آنان گرفته اند از دستشان خارج خواهم كرد و آنان را گردن خواهم زد. آن حضرت فرمود: (( چون پيروز شدى ، مهربانى و نيكى كن . )) (يعنى زياد سخت نگير ؛ گذشت و مدارا كن . خدا را شكر كه دشمن خوار و ذليل گرديد.) آنگاه فرمود: (( اينك آنان در غطفان پذيرايى مى شوند. )) (528) پس فرياد كمك به قبيله بنى عمرو بن عوف رفت و كمك رسيد. سواران و مردان پياده و يا سوار بر شتر مى آمدند تا به نزديك آن حضرت در ذى قرد رسيدند. توانستند ده شتر را نجات بدهند و آن گروه با ده شتر ديگر فرار كرده بودند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در ذى قرد نماز خوف گزارد و يك شبانه روز آنجا ماند و به مدينه بازگشت . روى هم پنج روز از مدينه دور بود. آن حضرت در ميان هر يكصد نفر يك شتر تقسيم كرد تا آن را بكشند.


 

افزودن نظر


مطالب برگزیده سایت

تبلیغات
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ (1) وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ(2) لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ (3) تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ(4) سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْر(5)

کلام روز

برگزاری مراسم بيست‌ و نهمین سالروز شهادت
«محمد بروجردي مسیح کردستان»
و ناگفته های ؛ دل سوخته مادر شهید بروجردی در ادامه مطلب
سالروز شهادت «محمد بروجردي»
روز پنج شنبه 28 ارديبهشت ماه همزمان با بيست ‌و نهمین سالروز شهادت سرلشكر پاسدار شهيد «محمد بروجردي»، مراسم نکوداشتی از ساعت 20 تا 22/30 در میدان سپاه خیابان پادگان ولی عصر"عج" حسینیه فاطمه الزهرا"س" با حضور خانواده شهيد، فرماندهان و رزمندگان دفاع مقدس برگزار مي‌شود.
ادامه مطلب...

ویژه نامه عید غدیر خم

مفاد حديث غدير خم
غدير و شعر و شعراء
غديريه اميرالمومنين على ع
غديريه حسان بن ثابت انصارى
غديريه قيس بن سعد 1
غديريه قيس بن سعد 2
غديريه عمرو بن عاص 1
غديريه عمرو بن عاص 2
غديريه عمرو بن عاص 3
غديريه محمد حميرى
اشعار ابو مستهل كميت
غديريه هاي سيد حميرى 1
غديريه هاي سيد حميرى 2
اشعار و قصيده عبدى كوفى
اشعار ابو تمام طايى
اشعار و قصائد دعبل خزاعى 1
اشعار و قصائد دعبل خزاعى 2
غديريه ابو اسماعيل علوى
غديريه وامق مسيحى
عربده هاى تعصب جاهليت
غديريه ابن رومى
غديريه افوه حمانى
نقد کتاب عقد الفريد
نقد کتاب انتصار
نقد کتاب ابن حزم اندلسي
نقد کتاب ملل و نحل
نقد کتاب منهاج السنه
يك ايراد مردود به آيه ولايت
اسلام و وحدت مسلمين
غديريه افوه حمانى
محاضرات تاريخ الامم الاسلاميه
اتهامات يک مستشرق
اتهامات موسي جارالله
اشعار ابن الطباطبا اصفهانى
اشعار ابن علويه و كسرى
اشعار المفجع
اشعار ابو القاسم صنوبرى
اشعار قاضى تنوخى
اشعار ابوالقاسم الزاهى
اشعار امير ابو فراس الحمدانى
غديريه ابوالفتح كشاجم
غديريه ناشى صغير
غديريه بشنوى كردى
غديريه صاحب ابن عباد
غديريه جرجانى
غديريه ابن حجاج بغدادى
غديريه ابو العباس ضبى
غديريه ابو رقعمق انطاكى
غديريه ابو العلاء سروى
غديريه ابو محمد عوني
غديريه ابن حماد عبدى
غديريه ابوالفرج رازى
غديريه جعفر بن حسين
غديريه ابوالنجيب طاهر
غديريه شريف رضى
ساير غديريه ها 1
ساير غديريه ها 2
ساير غديريه ها 3
ساير غديريه ها 4

کتابخانه تاریخ اسلام

منوی کاربري