| جزء بيستم و ششم ؛ تفسير سوره حجرات |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | |||
| شنبه, 29 بهمن 1390 ساعت 15:03 | |||
|
صفحه 1 از 8 برگزيده تفسير نمونه جلد چهارم
- جزء بيستم و ششم ؛ تفسير سوره حجرات [49] اين سوره در ((مدينه )) نازل شده و 18 آيه دارد - محتواى سوره :در ايـن سـوره مـسـائل بسيار مهمى در ارتباط با شخص پيامبر و جامعه اسلامى نسبت به يكديگر مطرح شده است . بخشهاى مختلف اين سوره را اين گونه مى توان خلاصه كرد: بـخـش اول : آيـات آغـاز سـوره است كه آداب برخورد با پيشواى بزرگ اسلام پيغمبراكرم (ص ), و اصولى را كه مسلمانان در محضر او بايد به كار بندند, بيان مى كند. بخش دوم : مشتمل بر يك سلسله اصول مهم ((اخلاق اجتماعى )) است . بـخـش سـوم : دسـتوراتى است كه مربوط به چگونگى مبارزه با اختلافات ودرگيريهايى است كه احيانا در ميان مسلمانان روى مى دهد. بخش چهارم : از معيار ارزش انسان در پيشگاه خدا و اهميت مساله تقواسخن مى گويد. بـخـش پنجم : روى اين مساله تاكيد دارد كه ايمان تنها به گفتار نيست بلكه بايدعلاوه بر اعتقاد قلبى , آثار آن در اعمال انسانى و در جهاد با اموال و نفوس آشكارگردد. و بـالاخـره آخـريـن قسمت اين سوره از علم خداوند و آگاهى او از همه اسرارنهان عالم هستى و اعـمال انسانها سخن مى گويد كه در حقيقت به منزله ضامن اجراست براى تمام بخشهائى كه در اين سوره آمده است . نـامگذارى اين سوره به سوره ((حجرات )) به تناسب آيه چهارم اين سوره است كه اين كلمه در آن به كار رفته و تفسير آن را به زودى خواهيم دانست . فضيلت تلاوت سوره : در حـديثى از پيامبر گرامى اسلام (ص ) مى خوانيم : ((هركس سوره ((حجرات ))را بخواند به عدد تمام كسانى كه خدا را اطاعت يا عصيان كرده اند ده حسنه به اوداده مى شود))!. و در حـديـث ديگرى از امام صادق (ع ) آمده است : ((هركس سوره حجرات رادر هر شب يا هر روز بخواند از زائران محمد(ص ) خواهد بود)). بـديـهى است اين همه حسنات به عدد مطيعان و عاصيان در صورتى است كه اعمال هر يك ازاين دو را كه در آيات اين سوره منعكس است دقيقا در نظربگيرد, و در آن بينديشد, و مسير خود را بر اولى منطبق و از دومى جدا سازد. به نام خداوند بخشنده بخشايشگر (آيه) شان نزول : در مورد نزول نخستين آيه اين سوره نقل شده كه : پيامبر(ص ) به هنگام حركت به سـوى ((خـيبر)) مى خواست كسى را به جاى خود در((مدينه )) نصب كند, عمر شخص ديگرى را پيشنهاد كرد آيه نازل شد و دستور داد برخدا و پيامبر پيشى مگيريد. تـفـسـيـر: چنانكه در محتواى سوره اشاره كرديم دراين سوره يك رشته ازمباحث مهم اخلاقى و دسـتـورات انضباطى نازل شده كه آن را شايسته نام ((سوره اخلاق )) مى كند, در آغاز سوره به دو قسمت از اين دستورات اشاره شده است :. نـخـست تقدم نيافتن بر خدا و پيامبر(ص ), و ديگرى در محضر پيامبر(ص )سر و صدا و قال و غوغا راه نينداختن . در مورد اول مى فرمايد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! چيزى را بر خدا ورسولش مقدم نشمريد (و پـيـشـى مـگـيريد) و تقواى الهى پيشه كنيد, كه خداوند شنواو داناست )) (يا ايها الذين آمنوا لا تقدموا بين يدى اللّه ورسوله واتقوا اللّه ان اللّه سميع عليم ). منظور از مقدم نداشتن چيزى در برابر خدا و پيامبر پيشى نگرفتن بر آنها دركارها, و ترك عجله و شتاب در مقابل دستور خدا و پيامبر(ص ) است . (آيـه ) شان نزول : گروهى از طايفه ((بنى تميم )) و اشراف آنها وارد مدينه شدند هنگامى كه داخل مسجد پيامبر(ص ) گشتند صدا را بلند كرده , از پشت حجره هائى كه منزلگاه پيامبر(ص ) بود فرياد زدند: ((يا محمد اخرج الينا ؛ اى محمد! بيرون بيا)). اين سر و صداها و تعبيرات نامؤدبانه , پيامبر(ص ) را ناراحت ساخت هنگامى كه بيرون آمد گفتند: آمده ايم تا با تو مفاخره كنيم ! اجازه ده تا ((شاعر)) و((خطيب )) ما افتخارات قبيله ((بنى تميم )) را بازگو كند, پيامبر اجازه داد. نخست خطيب آنها برخاست و از فضائل خيالى طائفه ((بنى تميم )) مطالب بسيارى گفت . پـيـامبر به ((ثابت بن قيس )) فرمود: پاسخ آنها را بده , او برخاست خطبه بليغى در جواب آنها ايراد كرد. سـپـس ((شـاعـر)) آنها برخاست و اشعارى در مدح اين قبيله گفت : كه ((حسان بن ثابت )) شاعر معروف مسلمان پاسخ كافى به او داد. در ايـن موقع پيامبر(ص ) براى جلب قلب آنها دستور داد هداياى خوبى به آنها دادند آنها تحت تاثير مجموع اين مسائل واقع شدند و به نبوت پيامبر(ص )اعتراف كردند. تـفسير: اين آيه اشاره به دستور دوم كرده , مى گويد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد!صداى خود را فـراتـر از صـداى پيامبر نكنيد و در برابر او بلند سخن نگوئيد (و داد وفرياد نزنيد) آن گونه كه بـعـضـى از شـمـا در بـرابـر بـعضى بلند صدا مى كنند مبادا اعمال شما نابود گردد در حالى كه نـمـى دانـيـد)) (يا ايها الذين آمنوا لا ترفعوا اصواتكم فوق صوت النبى ولا تجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض ان تحبط اعمالكم وانتم لا تشعرون ). پيامبر(ص ) كه جاى خود دارد اين كار در برابر پدر و مادر و استاد و معلم نيزمخالف احترام و ادب است . بـديـهـى اسـت اگر اين گونه اعمال به قصد توهين به مقام شامخ نبوت باشدموجب كفر است و بدون آن ايذا و گناه . در صـورت اول , عـلـت حـبط و نابودى اعمال روشن است زيرا كفر علت حبط (از بين رفتن ثواب عملى نيك ) مى شود. و در صـورت دوم نـيـز مـانـعـى ندارد كه چنين عمل زشتى باعث نابودى ثواب بسيارى از اعمال گردد. (آيـه ) ايـن آيـه بـراى تاكيد بيشتر روى اين موضوع پاداش كسانى را كه به اين دستور الهى عمل مـى كـنند, و انضباط و ادب را در برابر پيامبر(ص ) رعايت مى نمايند چنين بيان مى كند: ((آنها كه صداى خود را نزد رسول خدا كوتاه مى كنندهمان كسانى هستند كه خداوند دلهايشان را براى تقوا خالص نموده براى آنان آمرزش و پاداش عظيمى است )) (ان الذين يغضون اصواتهم عند رسول اللّه اولئك الذين امتحن اللّه قلوبهم للتقوى لهم مغفرة واجر عظيم ). (آيه ) اين آيه براى تاكيد بيشتر, اشاره به نادانى و بى خردى كسانى مى كند كه اين دستور الهى را پـشـت سـر مـى افـكـنـند, و چنين مى فرمايد: (((ولى )كسانى كه تو را از پشت حجره ها بلند صدا مى زنند بيشترشان نمى فهمند))! (ان الذين ينادونك من ورا الحجرات اكثرهم لا يعقلون ). اصـولا هـرقـدر سطح عقل و خرد انسان بالاتر مى رود بر ادب او افزوده مى شود, زيرا ((ارزشها)) و ((ضد ارزشها)) را بهتر درك مى كند. (آيـه ) در اين آيه براى تكميل اين معنى مى افزايد: ((اگر آنها صبرمى كردند تا خود به سراغشان آيى , براى آنها بهتر بود)) (ولو انهم صبروا حتى تخرج اليهم لكان خيرا لهم ). درسـت اسـت كـه عـجـله و شتاب گاه سبب مى شود كه انسان زودتر به مقصودخود برسد, ولى شكيبائى و صبر در چنين مقامى مايه رحمت و آمرزش و اجرعظيم است , و مسلما اين بر آن برترى دارد. و از آنجا كه افرادى ناآگاهانه قبلا مرتكب چنين كارى شده بودند, و با نزول اين دستور الهى طبعا بـه وحـشـت مـى افتادند, قرآن به آنها نيز نويد مى دهد كه اگر توبه كنند مشمول رحمت خداوند مى شوند, لذا در پايان آيه مى فرمايد: ((و خداوندآمرزنده و رحيم است )) (واللّه غفور رحيم ). نكته ها: 1ـ ادب برترين سرمايه است : در اسـلام اهـمـيت زيادى به مساله رعايت آداب , و برخورد توام با احترام وادب با همه كس , و هر گروه , وارد شده است . على (ع ) مى فرمايد: ((رعايت ادب همچون لباس نو, فاخر و زينتى است )). و در جاى ديگر مى فرمايد: ((ادب انسان را از افتخارات پدران و نياكان بى نيازمى كند)). اصـولا ديـن مـجـمـوعه اى است از آداب : ادب در برابر خدا, ادب در مقابل پيامبر(ص ) و پيشوايان معصوم (ع ), ادب در مقابل استاد و معلم , و پدر و مادر, وعالم و دانشمند. 2ـ انضباط اسلامى در همه چيز و همه جا: مساله مديريت و فرماندهى بدون رعايت انضباط هرگز به سامان نمى رسد واگر كسانى كه تحت پـوشـش مـديـريـت و رهبرى قرار دارند بخواهند بطور خودسرانه عمل كنند شيرازه كارها به هم مى ريزد, هرقدر هم رهبر و فرمانده لايق و شايسته باشند. بسيارى از شكستها و ناكاميها كه دامنگير جمعيتها و گروهها و لشكرها شده از همين رهگذر بوده اسـت , و مـسـلـمـان نـيـز طـعم تلخ تخلف از اين دستور را بارها در زمان پيامبر(ص ) يا بعد از او چشيده اند كه روشنترين آنها داستان شكست احد به خاطربى انضباطى گروه اندكى از جنگجويان بود. (آيـه ) شـان نـزول : نقل شده كه : آيه يا ايها الذين آمنوا ان جاكم درباره ((وليدبن عقبه )) نازل شده است كه پيامبر(ص ) او را براى جمع آورى زكات از قبيله ((بنى المصطلق )) اعزام داشت . هـنـگـامى كه اهل قبيله با خبر شدند كه نماينده رسول اللّه (ص ) مى آيد باخوشحالى به استقبال او شـتـافتند, ولى از آنجا كه ميان آنها و ((وليد)) در جاهليت خصومت شديدى بود تصور كرد آنها به قصد كشتنش آمده اند. خـدمت پيامبر(ص ) بازگشت (بى آنكه تحقيقى در مورد اين گمان كرده باشد)و عرض كرد: آنها از پـرداخـت زكـات خـوددارى كـردنـد! (و مى دانيم امتناع از پرداخت زكات يك نوع قيام بر ضد حكومت اسلامى تلقى مى شد, بنابراين مدعى بود آنهامرتد شده اند!). پـيامبر(ص ) سخت خشمگين شد, و تصميم گرفت با آنها پيكار كند, آيه نازل شد (و به مسلمانان دستور داد كه هرگاه فاسقى خبرى آورد درباره آن تحقيق كنيد).
|
|