| جزء نوزدهم ؛ تفسیر سوره نمل [27] قسمت 1 |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | |||
| یکشنبه, 16 بهمن 1390 ساعت 09:01 | |||
|
صفحه 1 از 5 برگزيده تفسير نمونه جلد سوم
- جزء نوزدهم ؛ تفسیر سوره نمل [27] قسمت 1 اين سوره در ((مكه )) نازل شده , و 93 آيه است - محتواى سوره :- مـحـتواى اين سوره از نظر كلى همان محتواى سوره هاى مكى است , از نظراعتقادى بيشتر روى مبد و معاد تكيه مى كند. و از نـظـر مسائل عملى و اخلاقى , بخش قابل ملاحظه اى از سرگذشت پنج پيامبر بزرگ الهى , و مـبـارزات آنـها با اقوام منحرف بحث مى كند, تا هم دلدارى وتسلى خاطر براى مؤمنانى باشد كه مخصوصا در آن روز در مكه در اقليت شديدقرار داشتند, و هم هشدارى باشد براى مشركان لجوج و بيدادگر. يـكـى از امـتيازات اين سوره بيان بخش مهمى از داستان ((سليمان )) و ((ملكه سبا)) و چگونگى ايمان آوردن او به توحيد, و سخن گفتن پرندگانى , همچون هدهد,و حشراتى همچون مورچه , با سليمان است . اين سوره به خاطر همين معنى , سوره ((نمل )) (مورچه ) ناميده شده , و عجب اين كه در بعضى از روايات به نام سوره سليمان آمده است . ضـمنا اين سوره از علم بى پايان پروردگار, و نظارت او بر همه چيز در عالم هستى , و حاكميت او در ميان بندگان سخن مى گويد. اين سوره با ((بشارت )) شروع مى شود, و با ((تهديد)) پايان مى يابد, بشارتى كه قرآن براى مؤمنان آورده , و تهديد به اين كه خداوند از اعمال شما بندگان غافل نيست . فضيلت تلاوت سوره : در حـديـثى از پيامبر گرامى اسلام (ص ) چنين آمده است : ((هر كس سوره طس سليمان (سوره نمل ) را بخواند خداوند به تعداد كسانى كه سليمان را تصديق و ياتكذيب كردند, و همچنين هود و شعيب و صالح و ابراهيم را, ده حسنه به اومى دهد, و به هنگام رستاخيز كه از قبرش بيرون مى آيد, نداى لااله الا اللّه سرمى دهد)). به نام خداوند بخشنده بخشايشگر. (آيه ) قرآن از سوى حكيم دانايى است باز در آغاز اين سوره به ((حروف مقطعه )) قرآن برخورد مى كنيم ((طا, سين )) (ط س ) . بـا تـوجـه به اين كه بلافاصله بعد از آن از عظمت قرآن سخن مى گويد به نظرمى رسد كه يكى از اسـرار آن ايـن بـاشـد كه اين كتاب بزرگ و آيات مبين از حروف ساده الفبا تشكيل يافته , و زيبنده ستايش , آن آفريدگارى است كه چنين اثر بديعى رااز چنان مواد ساده اى به وجود آورده . سپس مى افزايد: ((اين آيات قرآن و كتاب مبين است )) (تلك آيات القرآن وكتاب مبين ). (آيـه ) در ايـن آيه دو توصيف ديگر براى قرآن بيان شده : قرآنى كه ((مايه هدايت , و وسيله بشارت براى مؤمنان است )) (هدى وبشرى للمؤمنين ). چرا كه تا مرحله اى از تقوا و تسليم و ايمان به واقعيتها در دل انسان نباشد به دنبال حق نمى رود. (آيـه ) ((هـمـان كـسانى كه نماز را بر پا مى دارند و زكات را ادا مى كنندو به آخرت يقين دارند)) (الذين يقيمون الصلوة ويؤتون الزكوة وبالا خرة هم يوقنون ). و بـه ايـن تـرتيب هم اعتقاد آنها به مبدا و معاد محكم است , و هم پيوندشان با خدا و خلق بنابراين اوصاف فوق اشاره اى به اعتقاد كامل و برنامه عملى جامع آنهاست . (آيـه ) سـپـس بـه بـيـان حـال گروهى كه در نقطه مقابل مؤمنان قرار دارندپرداخته و يكى از خـطـرنـاكـتـريـن حـالاتشان را چنين بازگو مى كند: ((كسانى كه ايمان به آخرت ندارند اعمال سـوئشـان را بـراى آنها زينت مى دهيم پس در طريق زندگى حيران و سرگردان مى شوند)) (ان الذين لا يؤمنون بالا خرة زينا لهم اعمالهم فهم يعمهون ). آلودگى در نظر آنها پاكى , زشتيها نزد آنها زيبا, پستيها افتخار, و بدبختيها وسيه روزيها سعادت و پيروزى محسوب مى شود. اين دگرگونى ارزشها, و به هم ريختن معيارها در نظر انسان , كه نتيجه اش سرگردان شدن در بيراهه هاى زندگى است از بدترين حالاتى مى باشد كه به يك انسان دست مى دهد. (آيـه ) سـپـس به نتيجه ((تزيين اعمال )) پرداخته و سرانجام كار چنين كسانى را اين گونه بيان مـى كـنـد: ((آنـها كسانى هستند كه عذابى بد (و شديد و دردناك ) دارند)) (اولئك الذين لهم سؤ العذاب ). در دنيا سرگردان و مايوس و پريشان خواهند بود, و در آخرت گرفتارمجازاتى هولناك . ((و آنها در آخرت زيانكارترين مردمند)) (وهم فى الا خرة هم الا خسرون ). چـه زيـانـى از ايـن بالاتر كه انسان اعمال زشتش را زيبا ببيند و تمام نيروى خود را براى آن به كار گيرد, اما سرانجام ببيند جز بدبختى و سيه روزى به بار نياورده است . (آيـه ) و در ايـن آيـه بـه عـنـوان تـكميلى بر اشارات گذشته در زمينه عظمت محتواى قرآن , و مقدمه اى براى داستانهاى انبيا كه بلافاصله بعد از آن شروع مى شود مى فرمايد: ((بطور مسلم اين قرآن از سوى حكيم دانايى بر تو القا مى شود)) (وانك لتلقى القرآن من لدن حكيم عليم ). گـرچـه ((حـكـيم )) و ((عليم )) هر دو اشاره به دانايى پروردگار است , ولى ((عليم )) ازآگاهى بى پايان خدا خبر مى دهد, و ((حكيم )) از حساب و هدفى كه در ايجاد اين عالم و نازل كردن قرآن به كار رفته است .
|
|