| خطبه 162 ؛ نهج البلاغه ؛ پیام اسلام ، پیام وحدت ، امنیت و برادری |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | |||
| جمعه, 28 بهمن 1390 ساعت 15:06 | |||
|
خطبه 162 ؛ نهج البلاغه ؛ پیام اسلام ، پیام وحدت ، امنیت و برادری
- پيام اسلام ، پيام وحدت و امنيت و برادرى است. اميرالمؤمنين عليه الصّلاة والسّلام، يك جملهى ابدى دارد كه دربارهى همهى انسانهاست . مىفرمايد : اين انسانى كه در مقابل توست، يا برادر دينى توست، يا شريك خلقتى توست و به هرحال ، يك انسان است.(1) همهى انسانها، بايد با هم متّحد و مهربان باشند؛ مخصوص يك دسته و يك گروه هم نيست . لذا در اسلام ، به مسلمانان دستور داده شده است كه حتى كسانى كه از لحاظ دين و عقيده ، بر خلاف شما هستند ، با آنها هم خوبى كنيد. «لاينهيكم اللَّه عن الذين لم يقاتلوكم فىالدين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبرّو هم و تقسطوا اليهم ان اللَّه يحب المقسطين».(2) اين، منطق اسلام است. يعنى كسى هم كه از لحاظ فكرى با شما يكى نيست و عقيدهى ديگرى دارد، مظهر سزا گرفتن به خاطر عقيده، اينجا نيست و شما مرجعش نيستيد. «و الحَكَمُ اللَّه و المعود اليه القيامة ».(3) اين هم كلام اميرالمؤمنين عليه الصّلاة والسّلام است. شما با انسانى روبهرو هستيد كه يا با شما هم عقيده است و برادر شماست، يا هم عقيده نيست و در خلقت با شما شريك است.![]() مربوط به : بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار اقشار مختلف مردم از سراسر كشور - تاریخ : 1375/07/18 1) نهجالبلاغه نامه شماره 53 عهد نامه مكتوب آن حضرت است براى مالك اشتر نخعى- رحمه الله - زمانى كه او را به امارت مصر و مناطق تابعه آن انتخاب نمود و اين برنامه به وقتى بود كه كار حاكم مصر محمد بن ابو بكر در آشفتگى قرار داشت. اين عهد نامه طولانى ترين عهد نامه و از جهت در برداشتن خوبيها جامع ترين آنهاست ... وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ يَفْرُطُ مِنْهُمُ الزَّلَلُ وَ تَعْرِضُ لَهُمُ الْعِلَلُ وَ يُؤْتَى عَلَى أَيْدِيهِمْ فِي الْعَمْدِ وَ الْخَطَإِ فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِكَ وَ صَفْحِكَ مِثْلِ الَّذِي تُحِبُّ وَ تَرْضَى أَنْ يُعْطِيَكَ اللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ فَإِنَّكَ فَوْقَهُمْ وَ وَالِي الْأَمْرِ عَلَيْكَ فَوْقَكَ وَ اللَّهُ فَوْقَ مَنْ وَلَّاكَ وَ قَدِ اسْتَكْفَاكَ أَمْرَهُمْ وَ ابْتَلَاكَ بِهِمْ وَ لَا تَنْصِبَنَّ نَفْسَكَ لِحَرْبِ اللَّهِ فَإِنَّهُ لَا يَدَ لَكَ بِنِقْمَتِهِ وَ لَا غِنَى بِكَ عَنْ عَفْوِهِ وَ رَحْمَتِهِ ... ... مهربانى و محبت و لطف به رعيت را شعار قلب خود قرار ده، بر رعيت همچون حيوان درنده مباش كه خوردن آنان را غنيمت دانى، كه رعيت بر دو گروهند : يا برادر دينى تواند ، يا انسانهايى مانند تو، كه خطاهايى از آنان سر مى زند ، علل گناهى بر آنان عارض مى شود ، و گناهانى از آنان به عمد يا اشتباه بروز مى كند ، پس همان گونه كه علاقه دارى خداوند بخشش و چشم پوشى را به تو عنايت نمايد رعيت را مورد عفو و چشم پوشى قرار بده، چرا كه تو از نظر قدرت برتر از آنانى ، و آن كه بر تو ولايت دارد بالاتر از تو مى باشد ، و خداوند برتر از آن كسى كه تو را والى مصر نموده ، خداوند كفايت امور رعيّت را از تو خواسته ، و به خاطر آنان تو را در عرصه آزمايش قرار داده. خود را در موقف جنگ با خدا قرار مده ، كه تو را تحمّل كيفر او نيست ، و از عفو و رحمتش بى نياز نمى باشى . ... 1) سوره مبارکه الممتحنة آيه 8 لا يَنهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَم يُقاتِلوكُم فِي الدّينِ وَلَم يُخرِجوكُم مِن دِيارِكُم أَن تَبَرّوهُم وَتُقسِطوا إِلَيهِم ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُقسِطينَ ﴿۸﴾ خدا شما را از نیکی کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در راه دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهی نمیکند؛ چرا که خداوند عدالتپیشگان را دوست دارد. 2) نهجالبلاغه خطبه شماره 162 از سخنان آن حضرت است به يكى از يارانش هنگامى كه پرسيد : چگونه قومتان شما را از خلافت باز داشتند در صورتى كه از همه سزاوارتر بوديد فرمود: يَا أَخَا بَنِي أَسَدٍ إِنَّكَ لَقَلِقُ الْوَضِينِ تُرْسِلُ فِي غَيْرِ سَدَدٍ وَ لَكَ بَعْدُ ذِمَامَةُ الصِّهْرِ وَ حَقُّ الْمَسْأَلَةِ وَ قَدِ اسْتَعْلَمْتَ فَاعْلَمْ أَمَّا الِاسْتِبْدَادُ عَلَيْنَا بِهَذَا الْمَقَامِ وَ نَحْنُ الْأَعْلَوْنَ نَسَباً وَ الْأَشَدُّونَ بِالرَّسُولِ ( صلى الله عليه وآله ) نَوْطاً فَإِنَّهَا كَانَتْ أَثَرَةً شَحَّتْ عَلَيْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ آخَرِينَ وَ الْحَكَمُ اللَّهُ وَ الْمَعْوَدُ إِلَيْهِ الْقِيَامَةُ . وَ دَعْ عَنْكَ نَهْباً صِيحَ فِي حَجَرَاتِهِ * وَ لَكِنْ حَدِيثاً مَا حَدِيثُ الرَّوَاحِلِ وَ هَلُمَّ الْخَطْبَ فِي ابْنِ أَبِي سُفْيَانَ فَلَقَدْ أَضْحَكَنِي الدَّهْرُ بَعْدَ إِبْكَائِهِ وَ لَا غَرْوَ وَ اللَّهِ فَيَا لَهُ خَطْباً يَسْتَفْرِغُ الْعَجَبَ وَ يُكْثِرُ الْأَوَدَ حَاوَلَ الْقَوْمُ إِطْفَاءَ نُورِ اللَّهِ مِنْ مِصْبَاحِهِ وَ سَدَّ فَوَّارِهِ مِنْ يَنْبُوعِهِ وَ جَدَحُوا بَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ شِرْباً وَبِيئاً فَإِنْ تَرْتَفِعْ عَنَّا وَ عَنْهُمْ مِحَنُ الْبَلْوَى أَحْمِلْهُمْ مِنَ الْحَقِّ عَلَى مَحْضِهِ وَ إِنْ تَكُنِ الْأُخْرَى فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِما يَصْنَعُونَ . اى برادر بنى اسدى ، تو را اضطراب و بى قرارى است ، سخن در غير صواب مى گويى ترجمه نهج البلاغه (انصاريان) ، صفحه ى 364 با اين حال تو را حرمت خويشى و حق پرسش است ، طلب علم كردى پس بدان: اما استبداد ديگران در امر خلافت عليه ما - با اينكه ما از نظر نسب والاتر ، و از نظر پيوند با رسول الله صلّى الله عليه و آله محكمتريم - محض اين بود كه انحصار طلبى كردند و از رسيدن آن به ما بخل ورزيدند ، و ما اهل بيت پيامبر هم با سخاوت از آن گذشتيم ، حاكم خداست ، و روز قيامت روز بازگشت به اوست. «و داستان اين غارتگرى را كه در جاى خود انجام گرفت رها كن .» و از اين مسأله مهم در رابطه با فرزند ابو سفيان ياد كن ، كه راستى روزگار مرا پس از گرياندن خنداند . به خدا قسم عجبى نيست ، كه ديگر از شدّت عجب جاى تعجّب باقى نگذارد ، و كژى فراوان به بار آورد . آنان كوشيدند تا نور خدا را از چراغش خاموش كنند ، و فوران چشمه حق را مانع شوند، و ميان من و خودشان آب صاف را گل آلود و با آميز كردند . اگر اين مشكلات از ما و آنان برداشته شد آنها را به سوى حقّ خالص سوق خواهم داد ، و اگر چيز ديگرى شد . «خود را از غم و اندوه بر آنان تلف مكن ، كه خداوند به آنچه انجام مى دهند داناست» ...
|
|