تاریخ امروز: پنجشنبه, 04 اسفند 1390
لیلةالقدر امام خمـيني آيه جـمال و جـلال اندیشه های امام خمینی ره هندسه سیاسی امام خمینی(ره) چهارچوب نظری و راهبردی

ویژه نامه ها

شرایط تبلیغات نامزدهای انتخاباتی
شرایط تبلیغات نامزدهای انتخاباتی
همه با هم ؛ مشارکت در انتخابات مجلس نهم »»» آرشیو
هندسه سیاسی امام خمینی(ره) چهارچوب نظری و راهبردی مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي   
شنبه, 08 بهمن 1390 ساعت 08:03
فهرست مقاله
هندسه سیاسی امام خمینی(ره) چهارچوب نظری و راهبردی
هندسه سیاسی امام خمینی(ره) چهارچوبی نظری و راهبردی در اندیشه سیاسی امام 2
هندسه سیاسی امام خمینی(ره) چهارچوبی نظری و راهبردی در اندیشه سیاسی امام 3
هندسه سیاسی امام خمینی(ره) چهارچوبی نظری و راهبردی در اندیشه سیاسی امام 4
همه مقالات
هندسه سیاسی امام خمینی(ره)
- چهارچوب نظری و راهبردی در اندیشه سیاسی امام
(وضع مطلوب و مدینه فاضله اسلامی)
هندسه سیاسی امام خمینی(ره) - مقدمه
- طرح مسأله و اهمیت موضوع

- توفیق عظیم امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ در رهبری یك انقلاب بزرگ و براندازی یك نظام قدرتمند و سپس ریاست و هدایت یك نظام اجتماعی و سیاسی نوین طی ده سال پس از پیروزی این انقلاب می تواند سؤال اساسی زیر را برای اندیشمندان سیاسی مطرح نماید:
از آرا و اندیشه های سیاسی و اجتماعی امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ چه نظریه ها و راهبردهایی قابل استنباط و انتزاع است؟ به عبارت دیگر، با چه چهارچوب های نظری و راهبردی می توان به تحلیل اندیشه های سیاسی امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ پرداخت؟
امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ مرد علم و نظر بود زیرا در فقه و اصول و كلام و فلسفه و عرفان به مقام استادی رسید و اطلاعات ایشان در تاریخ و ادبیات نیز در حد بالایی بود.[1]
او مرد عمل و اقدام هم بود زیرا در مقام اجتهاد و مرجعیت با مسأله گویی و صدور فتوا تكالیف عملی مؤمنین و مقلدین را مشخص می كرد و به همین لحاظ با واقعیات زندگی مردم و مشكلات جامعه آشنا بود. از سال 1341 نیز در عین فقاهت و مرجعیت، خیلی آشكار و مستقیم وارد عرصه اقدام و مبارزه سیاسی گردید و بزرگترین و مهمترین رهبر مخالفان شاه شد. ایشان در تبعید پانزده ساله خود نیز به تعلیمات و تبلیغات انقلابی دست زد و كادرسازی و سازماندهی نمود؛ با چنین دست مایه و سابقه ای از سال 1356 رهبر بلا منازع انقلاب اسلامی شد و با بسیج مردمی نظام شاهنشاهی را براندازی كرد و از سال 1357 تا به هنگام مرگ رئیس دولت و فرد اول نظام جمهوری اسلامی بود.
در طول تاریخ ایران و جهان و در طی قرون اخیر شاید بی نظیر و یا لااقل كم نظیر است كه مردی در اوج زهد و عرفان و عمل دست به یك انقلاب خونین مكتبی و مردمی بزند و یك قدرت منطقه ای و مورد حمایت همه ابر قدرت ها را ساقط نموده و سپس ده سال نیز در عین مرجعیت، نقش رهبری سیاسی و ریاست دولت را نیز ایفا كرده باشد.
یك چنین جریان تاریخی، انقلابی و سیاسی عظیمی به رهبری امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ دارای چه پشتوانه نظری و راهبردی بود و این اندیشه دارای چگونه سازمان و انسجامی بود كه این چنین در تحقق اهداف خود قرین توفیق شد؟ سؤال آخر و به عبارتی سؤال كاربردی نیز این است كه همچنان كه امام در براندازی نظام شاهنشاهی و استقرار نظام جمهوری اسلامی از این اندیشه منسجم استفاده كرد، اینك در حفظ و گسترش اصلاح و تكمل جامعه و دولت برخاسته از انقلاب چگونه می توان از آن استفاده كرد؟
مفروضات و اركان یك چهارچوب نظری و راهبردی
نظریه و راهبردی كه در این نوشتار می خواهیم از آرا و اندیشه سیاسی امام استنباط و استخراج كرده و یا به مدد آن به اندیشه های امام وارد شویم چنین نام می نهیم:
«هندسه سیاسی امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ جامعه مطلوب یا مدینه فاضله»
این هندسه و چهارچوب شامل پنج ركن و عنصر است كه اجمالاً در این جا تعریف و تشریح می شوند. آن گاه با رجوع به آرا و اندیشه های سیاسی امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ هر یك از این اركان و عناصر این ها مورد بررسی قرار می گیرند. در نهایت بطور محسوس و ملموس تجلی این هندسه سیاسی را می توان در اصول دوم و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی مشاهده نمود.
اركان پنجگانه این نظریه راهبردی عبارتند از:
1. وضع موجود جامعه چیست؟
2. وضع مطلوب جامعه چه باید باشد؟
3. چه باید كرد تا از وضع موجود به وضع مطلوب رسید؟
4. وضع مسبوق و تاریخی جامعه موجود چه بوده؟
5. شاخص های وضع مطلوب مبنی بر چه جهان بینی و اصول اعتقادی است؟[2]
در زیر، اركان پنجگانه فوق و ارتباط و انسجام آن ها را تعریف و تشریح می شوند.
1. وضع موجود جامعه چیست؟
انسان در چهارچوب روابط اجتماعی و زندگی جمعی اهداف و نیازهای خود را تعقیب و اشباع می نماید. جامعه واقعی و مفروض دارای سه ركن و نهاد اصلی و اساسی است.
1. اقتصاد و معیشت
2. فرهنگ و معنویت
3. سیاست و حكومت
چون جامعه محیط زندگی انسان است و آدمی سعادت و شقاوت خود را در درون آن به خوبی حس می كند، لذا هر فردی ولو بی سواد و درس نخوانده در حد خود از ساختار وكاركرد جامعه خود برداشت و استنباطی داشته و نسبت به آن دارای احساسات و موضع گیری منفی و مثبتی است.[3]
2. وضع مطلوب جامعه چه باید باشد؟
آدمی موجودی است با دو بعد مادی و معنوی و دارای عقل و اراده و با توان انتخابگری و هدفگذاری. بنابر این او همواره در افق دید و ذهن خود تصویری از یك وضع مطلوب و آرمانی جامعه را دارد.[4] این تصویر می تواند خود ساخته و بعضاً مبهم و تار باشد و همچنین می تواند محصول تفكر و اندیشه عقلا، اندیشمندان، مبارزان و انبیا و اولیای الهی بوده و دارای خطوطی مشخص و شفاف باشد و با تبلیغ و تعلیم به ذهن و روح آحاد افراد جامعه منتقل شده و نقش بسته باشد. مدینه فاضله و جامعه مطلوب شامل شاخص ها و تجویز هایی درباره سیاست، اقتصاد و فرهنگ خوب و مطلوب می باشد.
3. چه باید كرد؟
وجود تصویری از یك جامعه مطلوب در ذهن افراد و ذهنیت اجتماع دارای این كاربرد است كه شهروندان دانسته یا ندانسته، وضع موجود جامعه را با آن می سنجند. نتیجه این مقایسه از لحاظ كلی به صورت های زیراست:
الف) وضع موجود در راستای وضع مطلوب است.
ب) وضع موجود با وضع مطلوب تطابق ندارد اما این اختلاف كم، سطحی و صوری است.
ج) وضع موجود با وضع مطلوب تطابق ندارد ولی عدم تطابق، زیاد، اساسی و عمیق است.[5]
عقل نظری و نخبگان و افكار عمومی و عقل جمعی، اگر تحقیقاً به هر یك از قضایای فوق برسند به تناسب، خط مشی ها و راهبرد های زیر را توصیه و تجویز می كنند:
الف) وضع موجود و روش ها و راهبرد های قبلی باید حفظ شود.
ب) در وضع موجود باید رفرم و اصلاح صورت بگیرد.
ج) وضع موجود باید به صورت انقلابی و بنیادی بر هم زده شود تا مدینه فاضله ایجاد شود.
4. وضع مسبوق و تاریخ جامعه چه بوده؟
این پرسش كه وضع مسبوق و تاریخ یك جامعه چه بوده؟ همواره برای اهل نظر و بصیرت بطور اساسی مطرح بوده و مورخین و فلاسفه و عالمان تاریخ تلاش داشته اند به آن پاسخ گویند.[6] این سؤال در شرایطی كه نخبگان و شهروندان به این نتیجه می رسند كه وضع موجود بسیار بد و ناصواب است، بیشتر موضوعیت و اولویت می یابد و همه مایلند سرمنشأ و ریشه های كژی ها و انحرافات را بشناسند و بدانند وضع موجود چرا به بن بست كشانده شده است.
از یك منظر ممكن است برخی، وضع موجود را نتیجه و میراث محتوم گذشته دانسته و وضع و حال جاری و آتی جامعه را به طور جبری در تداوم وضع ماضی و تاریخ گذشته بدانند.[7] و لذا تن به قضا داده و امیدی برای بر هم زدن وضع موجود و بنیان گذاردن وضع مطلوب نداشته باشند. معمولاً حكام جور و دستگاه تبلیغی و تعلیمی آنها نیز دانسته و ندانسته مروج این نظریه هستند.
از سوی دیگر عده ای هم می توانند این طور بیندیشند كه با وجود نقش و تأثیر تاریخ در روند جاری و آتی جامعه، اما چون انسان عاقل و مختار است لذا می تواند برای آینده جامعه و سرنوشت خود هدف گذاری كرده و خواسته ها و آرزوهایی را در قالب وضع مطلوب آرمانی و مدینه فاضله ترسیم كرده و بگنجاند.[8] تحولات و تغییرات و نقطه عطف های انسان و جامعه در بستر زمان و تاریخ در همین نكته نهفته است.
5. جهان بینی و اصول اعتقادات چیست؟
مكتب های بزرگ سیاسی ـ اجتماعی اعم از الهی و انسانی، هر كدام برای انسان و جامعه مطلوب شاخص هایی ارائه كرده اند كه بعضاً با هم تفاوت اساسی دارند. همچنین این مكاتب در حركت از وضع موجود به وضع مطلوبشان راهبردها و خط مشی های متفاوتی داده اند.
در این رابطه می توان مكاتب بزرگ معاصر یعنی ماركسیسم، لیبرالیسم و اسلام را با هم مقایسه كرد.[9] دو مكتب اول انسان ساخته هستند و سومی الهی است و مكتبی است كه در قرن بیستم بوسیله امام و انقلاب اسلامی بعنوان مكتبی اجتماعی و قابل عمل، احیا و مطرح شد. ماركسیسم از لحاظ عملی و علمی فعلاً از گردونه خارج شده و چنان چه نظام جمهوری اسلامی بتواند خود را حفظ كرده و كمال ببخشد، قرن بیست و یكم از لحاظ نظری و مكتبی قرن تقابل و تعامل سرنوشت ساز اسلام و لیبرالیسم خواهد بود.[10] نكته مهم و كاربردی و تجویزی این نوشتار آن است كه باری ابراز وجود و عرض اندام در چنین میدان حساسی باید از هندسه سیاسی و نظریه راهبردی امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ كه در انقلاب اسلامی و براندازی شاه و استقرار جمهوری اسلامی بكار رفته، استفاده نمود.
سؤال این بود كه چرا شاخص های جامعه مطلوب و راهبرد های مكاتب با یكدیگر تفاوت های اساسی دارند؟ مثلاً در جامعه مطلوب و مدینه فاضله اسلامی، حكم و حاكم به نوعی باید از طرف خداوند باشند.[11] اقتصاد اسلامی باید مبتنی به كار و انفاق و ایثار باشد.[12]فرهنگ باید مبتنی بر توحید و باور به یگانگی خداوند و ضرورت بندگی انسان در مقابل او باشد.[13]
در حالی كه در لیبرالیسم، حكم و حاكم اصالتاً به نوعی منبعث از مردم بوده و اساس اقتصادش مبتنی بر سود و منفعت طلبی می باشد و اساس فرهنگی باور به انسان محوری و دنیا گرایی است.[14][1]. محمد حسن رجبی، زندگینامه سیاسی امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ، وزارت ارشاد، چ1، 1369، ص 6.
[2]. محمد باقر حشمت زاده، چهارچوبی برای تحلیل و شناخت انقلاب اسلامی ایران، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1378، ص 39.
[3]. مصطفی ملكوتیان، سیری در نظریه های انقلاب، چ2، نشر قومس، 1376، ص 96.
[4]. كارل مانهایم، ایدئولوژی و اوتوپیا، ترجمه فریبرز محمدی، انتشارات دانشگاه تهران، 1355، ص200.
[5]. محمد باقر حشمت زاده، همان، ص 38.
[6]. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج2، ترجمه آریان پور و دیگران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ج3، ص1، 1370.
[7]. غلامعباس توسلی، نظریه های جامعه شناسی، سمت، 1370، چ2، ص 105.
[8]. مرتضی مطهری، جامعه و تاریخ صدرا، بیتا، ص 143.
[9]. محمد تقی جعفری، تحلیل و بررسی سكولاریسم، فصلنامه قبسات، س اول، ش اول، ص 55، و نیز رجوع شود به: سید محمد باقر صدر، جهان بینی در فلسفه ما، ترجمه سید حسین حسینی، بدر، 1360.
[10]. جان آل اسپوزیتو، اسلام سیاسی و غرب، گفت و گوی تمدن ها یا برخورد تمدن ها، مجله سیاست خارجی، س12، تابستان 1377، ص 299.
[11]. عباس علی عمید زنجانی، مبانی اندیشه سیاسی اسلام، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1375، ص 126.
[12]. سید عباس موسویان، پس انداز و سرمایه گذاری در اقتصاد اسلامی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1376، ص 92.
[13]. محمد جواد باهنر، معارف اسلامی، نشر فرهنگ اسلامی، 1361، ص 82.
[14]. سید جلال الدین مدنی، مبانی و كلیات علوم سیاسی، ج1، 1372، ص 177.
محمدباقر حشمت زاده- ايدئولوژي، رهبري و فرايند انقلاب اسلامي، ج 2، ص 433- 452


 

افزودن نظر


مطالب برگزیده سایت

تبلیغات
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ (1) وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ(2) لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ (3) تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ(4) سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْر(5)

ویژه نامه عید غدیر خم

مفاد حديث غدير خم
غدير و شعر و شعراء
غديريه اميرالمومنين على ع
غديريه حسان بن ثابت انصارى
غديريه قيس بن سعد 1
غديريه قيس بن سعد 2
غديريه عمرو بن عاص 1
غديريه عمرو بن عاص 2
غديريه عمرو بن عاص 3
غديريه محمد حميرى
اشعار ابو مستهل كميت
غديريه هاي سيد حميرى 1
غديريه هاي سيد حميرى 2
اشعار و قصيده عبدى كوفى
اشعار ابو تمام طايى
اشعار و قصائد دعبل خزاعى 1
اشعار و قصائد دعبل خزاعى 2
غديريه ابو اسماعيل علوى
غديريه وامق مسيحى
عربده هاى تعصب جاهليت
غديريه ابن رومى
غديريه افوه حمانى
نقد کتاب عقد الفريد
نقد کتاب انتصار
نقد کتاب ابن حزم اندلسي
نقد کتاب ملل و نحل
نقد کتاب منهاج السنه
يك ايراد مردود به آيه ولايت
اسلام و وحدت مسلمين
غديريه افوه حمانى
محاضرات تاريخ الامم الاسلاميه
اتهامات يک مستشرق
اتهامات موسي جارالله
اشعار ابن الطباطبا اصفهانى
اشعار ابن علويه و كسرى
اشعار المفجع
اشعار ابو القاسم صنوبرى
اشعار قاضى تنوخى
اشعار ابوالقاسم الزاهى
اشعار امير ابو فراس الحمدانى
غديريه ابوالفتح كشاجم
غديريه ناشى صغير
غديريه بشنوى كردى
غديريه صاحب ابن عباد
غديريه جرجانى
غديريه ابن حجاج بغدادى
غديريه ابو العباس ضبى
غديريه ابو رقعمق انطاكى
غديريه ابو العلاء سروى
غديريه ابو محمد عوني
غديريه ابن حماد عبدى
غديريه ابوالفرج رازى
غديريه جعفر بن حسين
غديريه ابوالنجيب طاهر
غديريه شريف رضى
ساير غديريه ها 1
ساير غديريه ها 2
ساير غديريه ها 3
ساير غديريه ها 4

معرفت عشق

منوی کاربري